نگاه نو


   [آرشيو شده ها]

ساعت 12:29 صبح جمعه 10/12/1386

                                                      نگاه به زندگي


 


جوان ثروتمندي نزد يک انديشمند رفت و از او اندرزي براي زندگي نيک خواست . انديشمن او را به کنار پنجره برد و پرسيد : چه مي بيني ؟ جوان گفت : آدمهايي که مي آيند و مي روند و گداي کوري که در خيابان صدقه مي گيرد .


بعد انديشمند آينه بزرگي بعاو نشان داد و باز پرسيد : در آينه نگاه کن و بعد بگو چه مي بيني .


جوان گفت: خودم را مي بينم.


انديشمند گفت: ديگر ديگران را نمي بيني!آينه و پنجره هر 2از يک ماده اوليه ساخته شده اند، شيشه. اما در آينه،لايه ي نازکي از نقره در پشت شيشه قرار گرفته و در آن چيزي جز شخص خودت را نمي بيني اين 2 شي شيشه اي را با هم مقايسه کن. وقتي شيشه فقير باشد، ديگران را مي بيند و نسبت به آنها احساس محبت مي کند. اما وقتي شيشه از نقره پوشده مي شود، شخص تنها خودش را مي بيند. تنها وقتي ارزش داري که شجاع باشي و آن پوشش نقره اي را از جلوي چشم هايت برداري، تا بار ديگر بتواني ديگران را ببيني و دوستشان بداري.


¤ نويسنده: ماه مهر

نوشته هاي ديگران ( )

ساعت 10:53 صبح چهارشنبه 28/9/1386


انسان ها در عصر پست مدرنيته،دربه دردنبال زمان ومکاني مي گردند که معناي حقيقي رواني رادرآن کشف کنند و رضايت قلبي از زندگي داشته باشند.تجارت و سفرهاي مختلف،غذاهاي رنگارنگ ، ويلاهاي کوچک وبزرگ ومدرن ترين ابزارووسايل،انسان رابه خوشبختي نرسانده ،حال آنکه مسلمانان ،خانه اي مقدس دارند که اولين خانه اي است که خدابه مبارکي روي زمين بناکردوآنهارابه راحتي مي توانندازآرامش بي نهايتي که خدا براي ايشان مقدرکرده،استفاده کنند و غرقدر«حضور»شوند.کعبه در شهري که دانه دانه ي ريگ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌ هاي آن،وحي خدا بر پيامبررا حس کرده اند وکساني که فکر و انديشه و عملشان پليدو پاک است(کافران ومشرکان)نبايد وارد آن و سرزمين اطرافش شوند و هيچکس حق هيچ گونه هتک حرمت،ارتکاب خلاف وسلب  امنيت از کسي يا چيزي را ندارد و اگر کسي چنين کند کيفر او مضاعف خواهد بود آرامش حرم الله ابدي و گواراي وجودتان)    


                                                    



¤ نويسنده: ماه مهر

نوشته هاي ديگران ( )

ساعت 10:44 صبح پنجشنبه 16/6/1385

امام صادق (ع) مي فرمايد : « شيعيان ما کساني هستند در شاديهاي ما شاد ، شاد و در ناراحتيهاي ما ناراحت باشند » .


 اين روزها روز جشن و شادماني و در کوچه و بازار شاهد آماده شدن براي نيمه شعبان مي باشيم .بازار مداحي و سرودها يا بهتر بگويم ترانه ها نيز داغ است .


براستي اين شادماني ها چقدر با معرفت و شناخت ائمه همراه است ؟ آيا تا کنون در مورد مداحي يا شعرهاي برخي پيشينيان با برخي شعرهاي امروزي ـ که جدا حالت يکبار مصرف دارند ـفکر کرده ايم ؟  آثار گذشته که با وجود  کلي گويي ها در اشعارشان به راستي از سر معرفت ، شعر مي سرودند. و مخاطب شعرشان اولا خود اهل بيت بوده و سپس مشتاقانو به همين خاطر هم جاودنه اند . اما آيا همه مداحين و خوانندگان ما (که تعدادشان کم نيست  در واقع به اندازه پيراهن و شلوارهاي بازار خواننده بوجود آمده ) اينگونه اند ؟


توجه به « شادماني مستمع » و يا لطايف مختلف از جمله چند دقيقه شور زدنها حداقل خسارتي که دارند وارد شدن شنونده و مداح در عالم بي خبري و غفلت نسبت به فضائل اهل بيت( عليهم السلام )و گناه اين قصوري و کوتاهي هم برعهده مداح ومستمع وهم شاعر وحتي رسانه هاست که به جاي خدمت اهل بيت و نشر فضائل آنان   در خدمت مداح محترم و خواسته ها و رفع نيازهاي کاذب او و مستمعان جوانش قرار داده و مي دهد..  


به اميد يک شادي اصولي ومعرفتي  و حتي يک عزاداري معرفتي ( جرا که واقعا عزا داريهاي ما هم عزاداري نيستند ) و در واقع  به اميد شيعه حقيقي بودن.


¤ نويسنده: ماه مهر

نوشته هاي ديگران ( )

ساعت 11:43 صبح سه‏شنبه 7/6/1385

نمي دانم با اين بيان نارسا و زبان قاصر چگونه از اراده و صبرتان مي توانم بگويم . شما که همچون اسماعيل ، سرافراز از مذبح عشق برگشتيد تا حجتي باشيد بر ما آيندگان .


شما که فريبندگي ظواهر دنيا شرمگين شماشد.


 


اي يادگاران سالهاي بهاري شهادت و راويان حديث خون و آتش ، اي کساني که يادگار خيمه هاي کرخه ايد خيمه هايي که هنوز هم ناله و زمزمه ي بچه هاي راحل آن بگوش مي رسد و مظلوميت بچه هاي بي نشان کربلاي چهار را زمزمه مي کند.


 


اي شاهدان بازمانده از کاروان ايثار و چراغ هدايت باوران ،  فرزندان عاشورا و منتقمين حسين (عليه السلام ) کجايند دستهايتان ؟ کجايند پاهايتان ؟ و کجايند چشمهايتان ؟


 


بي گمان دستها و پاهايتان سندي شده که مظلوميت حضرت ابوالفضل (عليه السلام ) را فرياد مي کشد . و مي رود تا رويش سيز بودن را با خون سرخ شهيدان آغاز کند و به نسل فردا درسِ شدن بياموزد و چشمهايتان در منتهي اليه سرزمين ايمان به ديده باني نشسته تا چشم ناپاک نامحرمي به حريم اهل حرم نيفتد .


 


چه زيبا گفت پير فرزانه که « شما جانبازان رهبران نهضتيد » آري امام خميني (ره)رهبر جانبازان وشما جانبازان رهبر نهضت ايد.


 


بگذاريد عاشقانه تر بگويم : روزي که شما با پاهايتان راهي جماران و زيارت خورشيد عالمتاب مي شديد و از سبوي عشق ، پيمان سرمستي و جانبازي مي گرفتيد ، آنروز که با چشمهايتان آفتاب را نظاره مي کرديد ، با مولا و مقتدايتان عهد بستيد که اگر بند بند وجودتان از هم بگسلد ، دست از پيمان خود بر نمي داريد و امروز که راهي بهشت زهرا مي شويد و از لابه لاي پنجره هاي کوچک ضريح آقا با مرادتان دردِ دل مي کنيد و مي گوييد : اي آقاي من آيا به پيمان خود عمل کرديم ؟ آيا يار باوفايي بوديم ؟ آيا امروز ما را جزو ياران خود مي پذيريد؟


آنگاه با حبابهاي نوراني اشک بر فراز ستارگاني مي رويد که سربه زانوي شما گذاشتند و سبکبال بسوي آسمانها پر کشيدند.


با آرزوي سلامتي همه جانبازان بخصوص جانبازان شيميايي .


 


¤ نويسنده: ماه مهر

نوشته هاي ديگران ( )

ساعت 1:34 عصر دوشنبه 6/6/1385

سلام به پاسداران دين اسلام


سلام به پايه هاي صبر واستقامت آنان که در برابر دشمنان دين و بشريت آنچنان استقامت ورزيدند که سرو در برابر آنان خم شد .


چه زيباست که روز ميلاد باسعادت  حضرت امام حسين (ع) را روز پاسدار ناميده اند چرا که او همان پاسدار واقعي و حافظ دين حق  بود و به مسلمانان آموخت که چگونه و تا چه حد پاسدار دين خود باشيم پس درود و


سلام مي فرستيم به تمام پاسدار دين حق .


انساهايي بيدار  که سر بندگي بر آستان خاک ذوالجلال نهاده و در حفظ دين خود کوشيده و به معدن عظمت و


 قدرت اتصال يافته و در حقيقت «به فتح الفتوح » دست يافته و پيروزي در جبهه هاي جنگ جلوه اي از اين فتح


بزرگ دروني است


 


آنهايي که گوشهْ گمنامي و شوريدگي خويش را به همهْ دنيا نمي فروشند و حاضر نيستند شرف پاسداري از دين حق را با کل هستي معاوضه کنند چرا که اقتدابه سردار شهيد کربلا حسين (ع) نموده و عشق و وفاي به مولايشان را از حضرت ابوالفضل(ع) آموخته اند .


در واقع بايد بگوييم آنها باطن «اشداء علي الکفار» را ديده اند که اين چنين  از دشمن خداو دشمن رسول خدا(ص) و دشمن ولي خدا بيزاري مي جويند و همه عمر خود را وقف جهاد فيسبيل الله نموده اند و دعاي فتح مکه نشانه‎ي پيوندي است که بين آنها و تاريخ صدر اسلام وجود دارد .


اگر اين پيوند حفظ شود مانيز هسته ي نخستين تمدني خواهيم بود که همه ي جهان راتسخير خواهد کرد و زمينه ي ظهور دولت جهاني عدل آن محبوب را فراهم خواهد نمود . (ان شاءالله )


¤ نويسنده: ماه مهر

نوشته هاي ديگران ( )

ساعت 2:27 عصر شنبه 28/5/1385

با سلام


امروز که به تقويم نگاه مي کردم متوجه شدم که روزهاي آخر ماه رجب المرجب راسپري ميکنيم  .يک لحظه دلم گرفت چرا که يادم افتاد چه برنامه هايي براي اين ماه داشتم اما نتوانستم آنگونه که با يد و شايدآنهارا انجام دهم اين ماه را به خوبي درک کنم.


چه سريع گذشت مانند زمانهاي ديگر .


 چنان در غفلت زمانه  و در تارهاي تنيده دور خود پيچيده فرو رفته ايم که متوجه زمان از دست رفته ي عمر خود نيستيم .  تا کي مي خواهيم اين حالت را ادامه دهيم؟ نمي دانم شايد.........


شما بگوييد.


 


 


¤ نويسنده: ماه مهر

نوشته هاي ديگران ( )

   [آرشيو شده ها]
3 ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[10/12/1386- 12:29 ص] بدون شرح
[28/9/1386- 10:53 ص] مکان آرام
[16/6/1385- 10:44 ص] جشن ومعرفت
[7/6/1385- 11:43 ص] اسماعيل هاي زمانه
[6/6/1385- 1:34 ع] روز پاسدار
[28/5/1385- 2:27 ع] ماه رجب
[آرشيو شده ها]

خانه
وررود به مديريت
پست الکترونيک
مشخصات من
 RSS 
 Atom 

:: بازديد امروز ::
4
:: بازديد ديروز ::
12
:: کل بازديدها ::
2550

:: درباره من ::

نگاه نو


:: لينک به وبلاگ ::

نگاه نو

:: آرشيو ::

رمضان
سرمشق [2]
سرأغاز

::وضعيت من در ياهو ::

يــــاهـو

:: خبرنامه وبلاگ ::

نام:

ايميل: